هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناامیدی، آرزوهای برآورده نشده و بیعدالتی در زندگی سخن میگوید. او از نداشتن امکانات ساده، دوری از معشوق و بیپاسخی جهان به نیازهایش شکایت دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا تأثیر منفی بگذارد. همچنین نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک مضامین انتزاعی دارد.
شماره ۳۲۳ - خزان رنگ زردم را، میِ نابی نشد روزی
خزان رنگ زردم را، میِ نابی نشد روزی
کسی را همچو من، گلگشت مهتابی نشد روزی ۱
چرا باید امانت دار دنیای دنی باشم؟
ز جنس عاریت، شادم که اسبابی نشد روزی ۲
تمنّا بود دل را، جلوه های خانه پردازت
خراب آباد ما را، وصل سیلابی نشد روزی ۳
از آن تیغی که، گلگون است خاک از فیض احسانش
گلوی تشنه ام را، قطره ی آبی نشد روزی ۴
کسی را همچو من، گلگشت مهتابی نشد روزی ۱
چرا باید امانت دار دنیای دنی باشم؟
ز جنس عاریت، شادم که اسبابی نشد روزی ۲
تمنّا بود دل را، جلوه های خانه پردازت
خراب آباد ما را، وصل سیلابی نشد روزی ۳
از آن تیغی که، گلگون است خاک از فیض احسانش
گلوی تشنه ام را، قطره ی آبی نشد روزی ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۲ - مطرب سرود شوق به مستان چه می بری؟
گوهر بعدی:شماره ۳۲۴ - خوش آن ساعت که از فیض سحر شاداب برخیزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.