هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج درونی خود میگوید و بیان میکند که دیگر جایی برای شکیبایی در سینهاش باقی نمانده است. او از سنگهای مینای شکیبایی و تحمل رنجهای فراوان سخن میگوید و اشاره میکند که حتی اگر خونش خشک شود و به لعل تبدیل گردد، باز هم تحمل کرده است. این متن بیانگر غم و اندوه عمیق و صبری است که به پایان رسیده.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۳۴۶ - نماند از گرد غم، در سینه ام جای شکیبایی
نماند از گرد غم، در سینه ام جای شکیبایی
بغل پر کرده ام از سنگ مینای شکیبایی ۱
شود چون کوه اگر خونم ز خشکی لعل جا دارد
بسی در زیر تیغ افشرده ام پای شکیبایی ۲
بغل پر کرده ام از سنگ مینای شکیبایی ۱
شود چون کوه اگر خونم ز خشکی لعل جا دارد
بسی در زیر تیغ افشرده ام پای شکیبایی ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۵ - تلاش فکر ما را از سخن لافان چه می خواهی؟
گوهر بعدی:شماره ۳۴۷ - اگر نه در جهان سرچشمه ی حیوان بود معنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.