هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و اشتیاق شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر از بلندقامتی معشوق، عشق بیپایان خود و رنجهای ناشی از جفای او میسراید. او حاضر است هر رنجی را تحمل کند و حتی در صورت مرگ، آرزو دارد که غبارش به سوی معشوق برود. همچنین، شاعر به وفاداری خود و بیوفایی معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'تیر هلاک' و 'هلاک من' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۴۴ - جلوه کند به باغ اگر سرو بلند قامتش
جلوه کند به باغ اگر سرو بلند قامتش
سرو زپا فتد که تا کس نکند ملامتش ۱
بار دگر گر افتدم دامن وصل او بکف
باز رها نمیکنم تا نکشم ندامتش ۲
عاشق زار خویش را تیر هلاک گو بزن
از تو کسی نمیکَشد گر بِکُشی غَرامتش ۳
تا مگر از جفای او شکوه همی بدو کنم
کاش بجلوه دیدمی قامت در قیامتش ۴
تا به نظر نیایدت کبک و خرام دلکشش
شیوۀ رفتنش ببین حالت استقامتش ۵
سستی عهد او نگر محکمی وفای من
او زخدا هلاک من خواهد و من سلامتش ۶
باد صبا غبار من گر ببرد ز تربتم
در سر کوی او بود جایگه اقامتش ۷
سرو زپا فتد که تا کس نکند ملامتش ۱
بار دگر گر افتدم دامن وصل او بکف
باز رها نمیکنم تا نکشم ندامتش ۲
عاشق زار خویش را تیر هلاک گو بزن
از تو کسی نمیکَشد گر بِکُشی غَرامتش ۳
تا مگر از جفای او شکوه همی بدو کنم
کاش بجلوه دیدمی قامت در قیامتش ۴
تا به نظر نیایدت کبک و خرام دلکشش
شیوۀ رفتنش ببین حالت استقامتش ۵
سستی عهد او نگر محکمی وفای من
او زخدا هلاک من خواهد و من سلامتش ۶
باد صبا غبار من گر ببرد ز تربتم
در سر کوی او بود جایگه اقامتش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - بگیرم خون پاک تاک ازین پس
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - حدیث روضۀ رضوان و نار نیرانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.