هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربههای عرفانی و عاشقانه خود سخن میگوید. او از ورود به میخانه عشق، نوشیدن درد و رنج عشق، غوطهوری در دریای اشک و یافتن گوهرهای معنوی میگوید. همچنین، او زاهد و واعظ را به دلیل ناتوانی در درک عشق واقعی مورد انتقاد قرار میدهد و عشق را برتر از عقل و بهشت میداند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند میخانه و می ممکن است نیاز به توضیح بیشتری برای نوجوانان داشته باشد.
شماره ۴۹ - فکندم رخت در میخانۀ عشق
فکندم رخت در میخانۀ عشق
کشیدم دُردی از پیمانۀ عشق ۱
به بحر اشک خونین غوطه خوردم
ربودم گوهر یکدانۀ عشق ۲
مخوان زاهد به فردوسم که الحق
ز قصر خلد بِه ویرانۀ عشق ۳
به زنجیر مِی از راهم بگردان
که رسوا می شود دیوانۀ عشق ۴
برو واعظ که در یک سر نگنجد
حدیث عقل با افسانۀ عشق ۵
کشیدم دُردی از پیمانۀ عشق ۱
به بحر اشک خونین غوطه خوردم
ربودم گوهر یکدانۀ عشق ۲
مخوان زاهد به فردوسم که الحق
ز قصر خلد بِه ویرانۀ عشق ۳
به زنجیر مِی از راهم بگردان
که رسوا می شود دیوانۀ عشق ۴
برو واعظ که در یک سر نگنجد
حدیث عقل با افسانۀ عشق ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - اگر چه نیست ترا هیچ پاس اهل وفاق
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - برآنم که گر جامی آرم به چنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.