هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق سخن میگوید و با تصاویری مانند جوی خون از چشمها، سرو خرامان، و پروانهای که در آتش عشق میسوزد، احساسات خود را بیان میکند. او امیدوار است که معشوق مانند طبیب دردهایش را درمان کند و با حضور خود شادی را به زندگیاش بازگرداند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۸۴ - تا کی رودم خون دل از هر مژه چون جوی
تا کی رودم خون دل از هر مژه چون جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان بِبَرآئی ۱
بیمار غمت جان به لب و دل نگران است
شاید که به آئین طبیبان بدر آئی ۲
من شمع صفت گریه کنان جان دهم از شوق
چون صبح تو گر با لب خندان ببر آئی ۳
شک نیست که جمعیت خاطر دهدم دست
آن شب که تو با زلف پریشان ببر آئی ۴
پروانه صفت جامۀ جان پیش تو سوزم
چون شمع اگر ای کوکب رخشان ببر آئی ۵
مشکل بتوان زیست به هجران تو هر چند
باور نتوان کرد که آسان ببرآیی ۶
تا بو که تو چون سرو خرامان بِبَرآئی ۱
بیمار غمت جان به لب و دل نگران است
شاید که به آئین طبیبان بدر آئی ۲
من شمع صفت گریه کنان جان دهم از شوق
چون صبح تو گر با لب خندان ببر آئی ۳
شک نیست که جمعیت خاطر دهدم دست
آن شب که تو با زلف پریشان ببر آئی ۴
پروانه صفت جامۀ جان پیش تو سوزم
چون شمع اگر ای کوکب رخشان ببر آئی ۵
مشکل بتوان زیست به هجران تو هر چند
باور نتوان کرد که آسان ببرآیی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - چندانکه جهد کردم با زهد و پاسایی
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - ای خوش آن دردی که درمانش توئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.