هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از درد فراق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید. شاعر از رنجهای عشق، اشکهای بیپایان و خطرات راه عشق میگوید و امیدوار است که سیل اشکهایش او را از این خطرات نجات دهد. همچنین، اشارهای به بهار و می صافی دارد که میتواند سودای زهد و توبه را از سر بیرون کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'خون دل' و 'سیل اشک' ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۴۹ - تیرت ار پیکان خونین از جگر بیرون برد
تیرت ار پیکان خونین از جگر بیرون برد
جان شیرین تیره رخت از هر گذر بیرون برد ۱
با خیالت جان من در تن بسی دل خوش بود
لیک ترسم سیل اشکش از نظر بیرون برد ۲
می پزم سودای زهد و توبه و آمد بهار
کو می صافی که این سودا ز سر بیرون برد ۳
پرخطر راهست راه عشق و ما بی زاد و آب
سیل اشک ما مگر هم زین خطر بیرون برد ۴
سرخ رو گردد به نزد عاشقانت شاهدی
خون دل را دمبدم از دیده گر بیرون برد ۵
جان شیرین تیره رخت از هر گذر بیرون برد ۱
با خیالت جان من در تن بسی دل خوش بود
لیک ترسم سیل اشکش از نظر بیرون برد ۲
می پزم سودای زهد و توبه و آمد بهار
کو می صافی که این سودا ز سر بیرون برد ۳
پرخطر راهست راه عشق و ما بی زاد و آب
سیل اشک ما مگر هم زین خطر بیرون برد ۴
سرخ رو گردد به نزد عاشقانت شاهدی
خون دل را دمبدم از دیده گر بیرون برد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - هر چه آن سرو ناز می گوید
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - مژهاش صف زد و با خنجر و بس تیز آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.