هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است. او از ناامیدی و بیقراری خود میگوید و آرزو میکند که روزی بتواند وصل یار را به دست آورد. شاعر از باد به عنوان نماد بیثباتی یاد میکند و از جام غم مینوشد تا شاید تسکینی برای درد فراق پیدا کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹ - کجا گوهر وصلش آرم به دست
کجا گوهر وصلش آرم به دست
که جز باد چیزی ندارم به دست ۱
سر زلف او تا نگیرد قرار
کی آید دل بی قرارم به دست ؟ ۲
گهش می فشانم سر خود به پای
گهش جان خود می سپارم به دست ۳
بدادم دل از دست چون دیدمش
چه چاره نبود اختیارم به دست ۴
ز تیغ نگارین اگر سرکشم
سزد گر ببندی نگارم به دست ۵
سرآمد درین آرزو روز عمر
که افتد شبی زلف یارم به دست ۶
الا ساقی از جام غم تا به کی
بده آن می خوشگوارم به دست ۷
بنه برکفم باده بر یاد آن
که باد است ازو یادگارم به دست ۸
ببازم سر خویش را چون جلال
مگر دامن وصلش آرم به دست ۹
که جز باد چیزی ندارم به دست ۱
سر زلف او تا نگیرد قرار
کی آید دل بی قرارم به دست ؟ ۲
گهش می فشانم سر خود به پای
گهش جان خود می سپارم به دست ۳
بدادم دل از دست چون دیدمش
چه چاره نبود اختیارم به دست ۴
ز تیغ نگارین اگر سرکشم
سزد گر ببندی نگارم به دست ۵
سرآمد درین آرزو روز عمر
که افتد شبی زلف یارم به دست ۶
الا ساقی از جام غم تا به کی
بده آن می خوشگوارم به دست ۷
بنه برکفم باده بر یاد آن
که باد است ازو یادگارم به دست ۸
ببازم سر خویش را چون جلال
مگر دامن وصلش آرم به دست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - پایم مبند از آنکه سرم زیر دست تست
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - چو سلطان فلک را بار بشکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.