هوش مصنوعی:
این شعر به یادآوری روزهای کودکی و دوستیهای بیآلایش میپردازد که در آن مهربانی و صداقت حاکم بود. شاعر از تغییر رفتار دوستش در بزرگسالی گلایه میکند و به تضاد بین رفتارهای گذشته و حال اشاره مینماید.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی موجود در شعر، مانند انتقاد از رفتارهای دوستانهی تغییر یافته و تفاوت بین کودکی و بزرگسالی، برای درک کامل نیاز به تجربهی زندگی و بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۲۵۷ - به یاد آور که در ایّام خُردی
به یاد آور که در ایّام خُردی
قدم در دوستی چون می فشردی ۱
نمی دانستی آیین جفا را
طریق مهربانی می سپردی ۲
به بوسه دردم از دل می کشیدی
به گیسو گردم از رخ می سُتردی ۳
به خُردی داشتی خوی بزرگان
گرفتی در بزرگی خوی خُردی ۴
به پایان آر دل جویی چو دل را
به اوّل دستبرد از دست بردی ۵
کنونت عشوه با من در نگیرد
که با گردان نشاید کرد گُردی ۶
جلال آن باده کآن بد مهر پیمود
به اوّل صاف و آخر بود دُردی ۷
قدم در دوستی چون می فشردی ۱
نمی دانستی آیین جفا را
طریق مهربانی می سپردی ۲
به بوسه دردم از دل می کشیدی
به گیسو گردم از رخ می سُتردی ۳
به خُردی داشتی خوی بزرگان
گرفتی در بزرگی خوی خُردی ۴
به پایان آر دل جویی چو دل را
به اوّل دستبرد از دست بردی ۵
کنونت عشوه با من در نگیرد
که با گردان نشاید کرد گُردی ۶
جلال آن باده کآن بد مهر پیمود
به اوّل صاف و آخر بود دُردی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - ما کرده ایم نامه هستی خویش طی
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - چه جرم رفت که یکباره مِهر ببریدی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.