هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه به ستایش معشوق (که میتواند خدا، پیامبر، یا معشوق زمینی باشد) میپرد و مفاهیمی مانند فنا در عشق، نیاز به هدایت معنوی، و ارزش گدایی در راه عشق را بیان میکند. شاعر از جایگاه رفیع معشوق، تأثیر کیمیاگری عشق او، و نیاز انسان به رحمت او سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به دانش پایهای از ادبیات عرفانی فارسی دارند.
شماره ۵۷ - بر هر که نیک دیده گشادم فنای تو است
بر هر که نیک دیده گشادم فنای تو است
بر هر دری که روی نهادم سرای تو است ۱
حقا که حلقه در گنج سعادت است
گوشی که متصل شنوای صدای تو است ۲
جبریل از شرف پر خود سایبان کند
بر آن سری که افسرش از خاک پای تو است ۳
چون صبح یک نفس کند اکسیر دهر را
آن را که دست در عمل کیمیای تو است ۴
سرمایهٔ دو کون به یک بینوا دهد
هر پابرهنهای که به گیتی گدای تو است ۵
از غیر خویشتن ز کجی عیبپوش باش
آن جامه راست چون به قد کبریای تو است ۶
با رنج بیشمار به هر گوشه صد مسیح
نالان فتاده چشم به راه دوای تو است ۷
بست آنچه نقش بر دل ما، ز آب مغفرت
زایل نما هر آنچه که دیدی سوای تو است ۸
ای خاک کوی دوست رسی چون به دیدهام
بنشین ز روی لطف که این خانه جای تو است ۹
از دست چرخ با دل گرم آه سرد را
قصاب آنچه میکشی اینک سزای تو است ۱۰
بر هر دری که روی نهادم سرای تو است ۱
حقا که حلقه در گنج سعادت است
گوشی که متصل شنوای صدای تو است ۲
جبریل از شرف پر خود سایبان کند
بر آن سری که افسرش از خاک پای تو است ۳
چون صبح یک نفس کند اکسیر دهر را
آن را که دست در عمل کیمیای تو است ۴
سرمایهٔ دو کون به یک بینوا دهد
هر پابرهنهای که به گیتی گدای تو است ۵
از غیر خویشتن ز کجی عیبپوش باش
آن جامه راست چون به قد کبریای تو است ۶
با رنج بیشمار به هر گوشه صد مسیح
نالان فتاده چشم به راه دوای تو است ۷
بست آنچه نقش بر دل ما، ز آب مغفرت
زایل نما هر آنچه که دیدی سوای تو است ۸
ای خاک کوی دوست رسی چون به دیدهام
بنشین ز روی لطف که این خانه جای تو است ۹
از دست چرخ با دل گرم آه سرد را
قصاب آنچه میکشی اینک سزای تو است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - آن شوخ دلآر رخ زیباش لطیف است
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - روزی که کرد گردون غمهای یار قسمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.