هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند غم، عشق، معنویت، و حقیقت وجودی انسان میپردازد. شاعر از جهانی آرمانی سخن میگوید که در آن غم و رنج وجود ندارد و همه چیز در تعادل و هماهنگی است. او به مفاهیمی مانند عشق الهی، مرگ، و جستجوی معنا اشاره میکند و از ظاهر بینی دوری میجوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به مرگ و مفاهیم انتزاعی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۰ - ای خوش آن عالم که در وی راه پای غم نداشت
ای خوش آن عالم که در وی راه پای غم نداشت
نقشها برداشت اما صورت خاتم نداشت ۱
حسن را چندین هزار آیینه پیش رخ نبود
عکس جان گر در تن نامحرم و محرم نداشت ۲
بود کوتاه از گریبان روان دست اجل
چشم احیا هیچکس از عیسی مریم نداشت ۳
دست و تیغ غمزه بر قتل کسی بالا نرفت
زخم چشم راحت از همخوابی مرهم نداشت ۴
چید بزمی ساقی دوران که در گیتی نبود
ریخت بر خاک وجود آبی که جامجم نداشت ۵
هر دلی را شد به قصد دوستی وصلی نصیب
این ترازو ذرهای در وزن بیش و کم نداشت ۶
تا توانی پی به معنی برد، ظاهربین مباش
کانچه در خاطر سلیمان داشت در خاتم نداشت ۷
جامه احرام را قصاب تر کردم ز اشگ
داشت آن آبی که چشمم چشمه زمزم نداشت ۸
نقشها برداشت اما صورت خاتم نداشت ۱
حسن را چندین هزار آیینه پیش رخ نبود
عکس جان گر در تن نامحرم و محرم نداشت ۲
بود کوتاه از گریبان روان دست اجل
چشم احیا هیچکس از عیسی مریم نداشت ۳
دست و تیغ غمزه بر قتل کسی بالا نرفت
زخم چشم راحت از همخوابی مرهم نداشت ۴
چید بزمی ساقی دوران که در گیتی نبود
ریخت بر خاک وجود آبی که جامجم نداشت ۵
هر دلی را شد به قصد دوستی وصلی نصیب
این ترازو ذرهای در وزن بیش و کم نداشت ۶
تا توانی پی به معنی برد، ظاهربین مباش
کانچه در خاطر سلیمان داشت در خاتم نداشت ۷
جامه احرام را قصاب تر کردم ز اشگ
داشت آن آبی که چشمم چشمه زمزم نداشت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - هر داغ دل ز پرتو حسنت ستارهای است
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - میکنم طوفی نمیدانم که طوف کوی کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.