هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، توصیفی شورانگیز از عشق و دلبری است که با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، حالات عاشقانه و درد فراق را بیان می‌کند. شاعر از عشق به عنوان نیرویی حیات‌بخش و هجران به عنوان مرگ یاد می‌کند و از دیدار معشوق به عنوان شعله‌ای سوزاننده سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۷۳ - آتشین‌خو دلبری دارم که عالم زار او است

آتشین‌خو دلبری دارم که عالم زار او است
سرو خاکستر نشین با جلوه رفتار او است ۱

شام عاشق مجمر گیسوی عنبربار او است
صبح صادق غنچه نشکفته گلزار او است ۲

نیستم آگه ز سوز لاله در این گلستان
این‌قدر دانم که داغ از شعله دیدار او است ۳

یک عزیز است آنکه بهر بیع نقد جان به کف
هرکجا یوسف‌نژادی هست در بازار او است ۴

تر نمی‌سازد ز بحر زندگانی کام را
هرکه در این برّ چو مجنون تشنه دیدار او است ۵

نسخه حاجت به کف نالان در این دارالشفا
صد فلاطون خفته در هر گوشه‌ای بیمار او است ۶

وصل او باشد حیات و هجر او باشد ممات
گاه جان دادن، زمانی جان گرفتن کار او است ۷

ز آفتاب گرم فردای قیامت فارغ است
هر که چون قصاب زیر سایه دیوار او است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۲ - بر سر تو را چو طره کاکل شکسته است
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - سرم ز مَندَل و دوشم گر از عبا خالی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.