هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و جدایی سخن میگوید. شاعر از درد هجران و اشتیاق به معشوق مینالد و به جستوجوی نشانههای او در جهان میپردازد. در نهایت، او به این درک میرسد که معشوق همواره در درونش حضور داشته است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۷۶ - آنکه همچون جان تنگت دست در آغوش داشت
آنکه همچون جان تنگت دست در آغوش داشت
چون صدف در بحر عشق آن تشنهلب خاموش داشت ۱
در جهان بسیار گردیدیم و در هر گوشهای
هرکه را دیدیم از آن مه حلقهای در گوش داشت ۲
با خیالش آنچه میگفتیم ما بودیم و دل
برملا شد عاقبت دیوار گویا گوش داشت ۳
در درون سینه گم کردیم دل را عاقبت
نیک چون دیدیم آن را شوخ گلگونپوش داشت ۴
از خمار هجر او مردیم ای یاران کجاست
گردش چشمی که ما را متصل مدهوش داشت ۵
رو به هر جانب که تیرش رفت بیرون از کمان
چون نگه کردیم ما قصاب در آغوش داشت ۶
چون صدف در بحر عشق آن تشنهلب خاموش داشت ۱
در جهان بسیار گردیدیم و در هر گوشهای
هرکه را دیدیم از آن مه حلقهای در گوش داشت ۲
با خیالش آنچه میگفتیم ما بودیم و دل
برملا شد عاقبت دیوار گویا گوش داشت ۳
در درون سینه گم کردیم دل را عاقبت
نیک چون دیدیم آن را شوخ گلگونپوش داشت ۴
از خمار هجر او مردیم ای یاران کجاست
گردش چشمی که ما را متصل مدهوش داشت ۵
رو به هر جانب که تیرش رفت بیرون از کمان
چون نگه کردیم ما قصاب در آغوش داشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - ماییم که جز اشگ ندامت بر ما نیست
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - کوی یار است و به هر گوشه بلا ریخته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.