هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او خود را مانند صدفی در بحر عشق توصیف میکند که در طوفانهای زندگی گرفتار شده است. با وجود تمام سختیها، همچنان به راه خود ادامه میدهد و از آینده نامعلوم میپرسد. همچنین، از غم هجران و اشکهای خونین یاد میکند و از بازی سرنوشت با خود شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'پر از خون میکنم دامان صحرا' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۰۱ - به عشقی کردهام در بحر مأوا تا چه پیش آید
به عشقی کردهام در بحر مأوا تا چه پیش آید
به دامن چون صدف پیچیدهام پا تا چه پیش آید ۱
چو کف پامال طوفانم چو خس سیلیخور موجم
سراسر میروم در روی دریا تا چه پیش آید ۲
در این گلزار در جایی به یاد سرو بالایی
به خاک افتادهام با قد رعنا تا چه پیش آید ۳
دلیل راهم امشب مژده خواب پریشان شد
به زلفش میکنم پیوند سودا تا چه پیش آید ۴
گهی در ششدر و گه در گشاد از خصم افتادم
قماری میکنم با اهل دنیا تا چه پیش آید ۵
ز سیلاب سرشک لالهگون قصاب در هجرش
پر از خون میکنم دامان صحرا تا چه پیش آید ۶
به دامن چون صدف پیچیدهام پا تا چه پیش آید ۱
چو کف پامال طوفانم چو خس سیلیخور موجم
سراسر میروم در روی دریا تا چه پیش آید ۲
در این گلزار در جایی به یاد سرو بالایی
به خاک افتادهام با قد رعنا تا چه پیش آید ۳
دلیل راهم امشب مژده خواب پریشان شد
به زلفش میکنم پیوند سودا تا چه پیش آید ۴
گهی در ششدر و گه در گشاد از خصم افتادم
قماری میکنم با اهل دنیا تا چه پیش آید ۵
ز سیلاب سرشک لالهگون قصاب در هجرش
پر از خون میکنم دامان صحرا تا چه پیش آید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - بوی عود و بید در مجمر مشخص میشود
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - بیرون خیالت از دل غافل نمیرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.