هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و پراحساس، از عشق و اشتیاق شدید سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر آتش و آب، حالات درونی خود را بیان میکند و نشان میدهد که یاد معشوق چگونه جهان را برایش دگرگون میسازد. همچنین، به خطرات رفاقت با ناجنسها و تأثیرات منفی آن اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند آتش و اشتیاق سوزان ممکن است نیاز به بلوغ عاطفی برای درک کامل داشته باشد.
شماره ۱۸۰ - کنی گر رو به صحرا روی صحرا میشود آتش
کنی گر رو به صحرا روی صحرا میشود آتش
بشویی گر به دریا روی، دریا میشود آتش ۱
چو بر دل بگذرد یاد رخت عالم خبر دارد
به هر جایی که افتد زود رسوا میشود آتش ۲
گرفتارم به دست تندخوی شعلهبالایی
که برخیزد چو از جا تا ثریا میشود آتش ۳
دل سرگشته را در آرزوی دیدن رویت
چه شد امروز اگر آب است فردا میشود آتش ۴
مبادا تا کسی همصحبت روشندلان گردد
چون بر آیینه افتد گرم سودا میشود آتش ۵
رفاقت کردن ناجنس چون سنگ است و چون آهن
چو با هم آشنا گردند پیدا میشود آتش ۶
چنان از سینهام قصاب برق آه میریزد
که گر در بحر آب افتد سراپا میشود آتش ۷
بشویی گر به دریا روی، دریا میشود آتش ۱
چو بر دل بگذرد یاد رخت عالم خبر دارد
به هر جایی که افتد زود رسوا میشود آتش ۲
گرفتارم به دست تندخوی شعلهبالایی
که برخیزد چو از جا تا ثریا میشود آتش ۳
دل سرگشته را در آرزوی دیدن رویت
چه شد امروز اگر آب است فردا میشود آتش ۴
مبادا تا کسی همصحبت روشندلان گردد
چون بر آیینه افتد گرم سودا میشود آتش ۵
رفاقت کردن ناجنس چون سنگ است و چون آهن
چو با هم آشنا گردند پیدا میشود آتش ۶
چنان از سینهام قصاب برق آه میریزد
که گر در بحر آب افتد سراپا میشود آتش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - به نوعی گرم رفت از سینه بیرون تیر مژگانش
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - ای دل همیشه طالب دیدار یار باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.