هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از شوق دیدار معشوق و تسلیم در برابر عشق سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از آرزوی قربان شدن در راه عشق و رهایی از قید و بندهای دنیوی میسراید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم عمیق موجود در شعر نیاز به درک ادبی و تجربهی زندگی بیشتری دارند.
شماره ۲۳۸ - ای خوش آن روز که از خواب گران برخیزم
ای خوش آن روز که از خواب گران برخیزم
به تمنای تو ای سرو روان برخیزم ۱
ای خوش آن دم که به تعظیم خدنگت از خاک
سر قدم ساخته از جا چو نشان برخیزم ۲
پای برخاستنم نیست ز کوی تو مگر
به مددکاری عشق تو ز جان برخیزم ۳
توشهای کو که از این خانه نهم بیرون پای
از پی چلّه از این روی کمان برخیزم ۴
در میان حائل عکس رخ دلدار منم
میشود ظاهر اگر خود ز میان برخیزم ۵
ذره از پرتو خورشید سماعی دارد
سزد از عکس تو گر رقصکنان برخیزد ۶
یاد آن لحظه که در آتش شوقت چو سپند
افتم و باز ز جا نعرهزنان برخیزم ۷
غیر تسلیم شدن چاره ندارم قصاب
حکم یار است که من از سر جان برخیزم ۸
به تمنای تو ای سرو روان برخیزم ۱
ای خوش آن دم که به تعظیم خدنگت از خاک
سر قدم ساخته از جا چو نشان برخیزم ۲
پای برخاستنم نیست ز کوی تو مگر
به مددکاری عشق تو ز جان برخیزم ۳
توشهای کو که از این خانه نهم بیرون پای
از پی چلّه از این روی کمان برخیزم ۴
در میان حائل عکس رخ دلدار منم
میشود ظاهر اگر خود ز میان برخیزم ۵
ذره از پرتو خورشید سماعی دارد
سزد از عکس تو گر رقصکنان برخیزد ۶
یاد آن لحظه که در آتش شوقت چو سپند
افتم و باز ز جا نعرهزنان برخیزم ۷
غیر تسلیم شدن چاره ندارم قصاب
حکم یار است که من از سر جان برخیزم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - زآتش عشق تو در هرجا که مأوا میکنم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - عاشقم عاشقم به یار قسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.