هوش مصنوعی:
شاعر از ساقی میخواهد با آوردن باده حال عاشق را بهبود بخشد. او از درد عشق مینالد و از معشوق میخواهد تا روی خود را نشان دهد و آتش عشق را بیشتر کند. همچنین اشاره میکند که عبادت بدون وصال معشوق کامل نیست و در نهایت از معشوق میخواهد تا راه صلح را در پیش گیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین استفاده از استعارههایی مانند باده و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۲۶۱ - ساقی بیا و در قدح از لطف باده کن
ساقی بیا و در قدح از لطف باده کن
رحمی به حال عاشق از پا فتاده کن ۱
باری غبار کلفتم از لوح دل بشوی
این لوح را چو صفحه آیینه ساده کن ۲
دارم من از خیال تو در سینه شعلهای
بنمای روی و آتش ما را زیاده کن ۳
واصل به او نگشته عبادت درست نیست
در کعبه گر نماز گذاری اعاده کن ۴
اول ز درد توشه راهی به هم رسان
آنگاه عزم رفتن و تحصیل جاده کن ۵
معلوم ما شده است که از سر گذشتهای
قصاب راه صلح ز دلدار اراده کن ۶
رحمی به حال عاشق از پا فتاده کن ۱
باری غبار کلفتم از لوح دل بشوی
این لوح را چو صفحه آیینه ساده کن ۲
دارم من از خیال تو در سینه شعلهای
بنمای روی و آتش ما را زیاده کن ۳
واصل به او نگشته عبادت درست نیست
در کعبه گر نماز گذاری اعاده کن ۴
اول ز درد توشه راهی به هم رسان
آنگاه عزم رفتن و تحصیل جاده کن ۵
معلوم ما شده است که از سر گذشتهای
قصاب راه صلح ز دلدار اراده کن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - شدم تسلیم درکوی تو منزل را تماشا کن
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - داغ دل را کرد از چاک آشکارا پیرهن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.