هوش مصنوعی:
این شعر از نبود همدردی و همراهی در جهان سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس بار غم دیگری را برنمیدارد. همچنین اشاره میکند که در این دنیا باید هوشیار بود و از آسیب دیگران در امان ماند. شاعر از بیوفایی و خودخواهی انسانها شکایت دارد و توصیه میکند که برای رضایت دیگران خود را آزار ندهیم.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق اجتماعی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و انتقاد از جامعه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱۷ - نیست همدردی که بردارد ز دل بار کسی
نیست همدردی که بردارد ز دل بار کسی
در جهان یا رب نیافتد با کسی کار کسی ۱
هیچ بیداری نباشد خفتهایش اندر کمین
چونکه در خوابی بترس از چشم بیدار کسی ۲
کعبه رفتن دل به دست آوردن خلق است و بس
سودمند است آنکه میگردد خریدار کسی ۳
هیچکس جانا نمیسوزد چراغش تا به صبح
پر مخند ای صبح صادق بر شب تار کسی ۴
در جهان قصاب گر خواهی بمانی در امان
خویش را راضی مکن از بهر آزار کسی ۵
در جهان یا رب نیافتد با کسی کار کسی ۱
هیچ بیداری نباشد خفتهایش اندر کمین
چونکه در خوابی بترس از چشم بیدار کسی ۲
کعبه رفتن دل به دست آوردن خلق است و بس
سودمند است آنکه میگردد خریدار کسی ۳
هیچکس جانا نمیسوزد چراغش تا به صبح
پر مخند ای صبح صادق بر شب تار کسی ۴
در جهان قصاب گر خواهی بمانی در امان
خویش را راضی مکن از بهر آزار کسی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۷۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۶ - مطلع نگاهم شد باز کرده آغوشی
بعدی:ابیات پراکنده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.