هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از دوری معشوق و رنج‌های ناشی از آن می‌نالد. او از عشق و محبت معشوق سخن می‌گوید و تأثیرات آن را بر زندگی خود توصیف می‌کند. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، رنج، دوری، و امید به وصال استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی可能需要 سطح بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری داشته باشد.

شماره ۵۵ - هرچه آید بسر ما همه از دوری تو است

هرچه آید بسر ما همه از دوری تو است
بانگ رسوائی من نیز ز مستوری تو است ۱

این خماری که مرا بر سر سودا زده است
نشئه غمزۀ آن نرگس مخموری تو است ۲

عاشق سیب ز نخ را نبود درمانی
ور بود بادۀ رمانی انگوری تو است ۳

بلبل نطق مرا تا بدم نفخۀ صور
هوس زمزمه بر شاخ گل سوری تو است ۴

رنج رنجور ترا گنج محبت ز پی است
نه عجب گر دل من عاشق رنجوری تو است ۵

رو مگردان ز من تیره دل ای چشمۀ نور
که مرا روشنی دل ز رخ نوری تو است ۶

مفتقر ما همه آلایش پیدا و نهان
طالب مرحمت معنوی و صوری تو است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۴ - دلی که شیفتۀ روی آن پریزاد است
گوهر بعدی:شماره ۵۶ - در سری نیست که سودای سر کوی تو نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.