هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد دوری از معشوق و ناتوانی در تحمل این جدایی است. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، از عشق و هجران می‌گوید و تأکید می‌کند که زندگی بدون دیدار معشوق ناممکن است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۴ - تا چند ز دیدار تو مهجور توان زیست

تا چند ز دیدار تو مهجور توان زیست
تو جان عزیزی ز تو چون دور توان زیست ۱

آنکس که نظر بر چو تو منظور بینداخت
گوید که جدا گشته ز منظور توان زیست ۲

دریاب مرا چون رمقی هست کز این بیش
سودای محال است که مهجور توان زیست ۳

بر بوی یکی پرسشت ای عیسی جانها
عمری چو من آشفته و رنجور توان زیست ۴

بر آرزوی آب زلالی ز وصالت
در آتش هجران تو محرور توان زیست ۵

در کوی تو بر بوی تو ای حور پریوش
فارغ شده از روضه و بی حور توان زیست ۶

گر چشم حسین از غم تو اشک ببارد
ناگشته بسودای تو مشهور توان زیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳ - جانم به لب رسید چو جانان من برفت
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - چهره ات شمع شب افروزی خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.