خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج انسان را بیان میکند و تنها راه درمان را در چارهجویی خدا میداند. شاعر از عشق، فداکاری، و رهایی از تکبر و ریا سخن میگوید و بر اهمیت وفاداری و گذشت تأکید دارد. در نهایت، حسین (شاعر) از عشق و شادی در زندگی سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۳ - عجب که درد مرا هیچ کس دوا سازد
عجب که درد مرا هیچ کس دوا سازد
مگر که چاره ی بیچارگان خدا سازد ۱
دلم به درد و بلا انس کرده است چنانک
ز عافیت بگریزد به ابتلا سازد ۲
به کیش عشق دلش زنده ی ابد باشد
که جان خود هدف ناوک بلا سازد ۳
نظر به شاهی هر دو جهان نیندازد
کسی که بر در او خویشتن گدا سازد ۴
دلی که یافت خلاصی ز قید کبر و ریا
وطن بساخت اقلیم کبریا سازد ۵
به حق سپار دل آهنین خود کانرا
به صیقل کرم آیینه ی بقا سازد ۶
مراد خویش ز جانان کسی تواند یافت
که در طریق وفا جان خود فدا سازد ۷
حسین را طرب و ساز و عیش در پیش است
نگار من چو به عشاق بینوا سازد ۸
مگر که چاره ی بیچارگان خدا سازد ۱
دلم به درد و بلا انس کرده است چنانک
ز عافیت بگریزد به ابتلا سازد ۲
به کیش عشق دلش زنده ی ابد باشد
که جان خود هدف ناوک بلا سازد ۳
نظر به شاهی هر دو جهان نیندازد
کسی که بر در او خویشتن گدا سازد ۴
دلی که یافت خلاصی ز قید کبر و ریا
وطن بساخت اقلیم کبریا سازد ۵
به حق سپار دل آهنین خود کانرا
به صیقل کرم آیینه ی بقا سازد ۶
مراد خویش ز جانان کسی تواند یافت
که در طریق وفا جان خود فدا سازد ۷
حسین را طرب و ساز و عیش در پیش است
نگار من چو به عشاق بینوا سازد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - دوست چون خواهد که عاشق هر نفس زاری کند
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - مه گلچهره ی من چون ز سفر بازآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.