خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از اشتیاق خود برای بازگشت معشوقهاش سخن میگوید. او امیدوار است که با بازگشت معشوقه، دردهای دلش التیام یابد و شادی به زندگیاش بازگردد. شاعر از عشق، انتظار و امید به بهبودی مینویسد و از زیباییهای معشوقه و تأثیر مثبت حضور او بر زندگی خود یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین پیچیده باشد.
شماره ۸۴ - مه گلچهره ی من چون ز سفر بازآید
مه گلچهره ی من چون ز سفر بازآید
من دل سوخته را نور بصر باز آید ۱
دارم امید که ناگه ز شفاخانه ی غیب
مرهم سینه ی این خسته جگر بازآید ۲
من دیوانه ز زنجیر بلا باز رهم
گر پری روی ملک سیرت من بازآید ۳
سوزد از آه دلم طارم ماه و خورشید
گر نه آن رشک مه و غیرت خور بازآید ۴
کی بود کان بت عیسی دم یوسف منظر
به مداوای دل اهل نظر بازآید ۵
گل اقبال دمد از چمن عیش حسین
اگر آن سرو سخن گو ز سفر بازآید ۶
من دل سوخته را نور بصر باز آید ۱
دارم امید که ناگه ز شفاخانه ی غیب
مرهم سینه ی این خسته جگر بازآید ۲
من دیوانه ز زنجیر بلا باز رهم
گر پری روی ملک سیرت من بازآید ۳
سوزد از آه دلم طارم ماه و خورشید
گر نه آن رشک مه و غیرت خور بازآید ۴
کی بود کان بت عیسی دم یوسف منظر
به مداوای دل اهل نظر بازآید ۵
گل اقبال دمد از چمن عیش حسین
اگر آن سرو سخن گو ز سفر بازآید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - عجب که درد مرا هیچ کس دوا سازد
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - نفخه ی سنبل گلچهره ی من می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.