هوش مصنوعی: این متن عرفانی و عاشقانه بیانگر عشق و فداکاری شاعر به معشوق (شه رهبر) است. شاعر از سوز عشق، فداکاری، و رسیدن به کمال معنوی سخن می‌گوید و تمثیل‌هایی مانند شمع، دریا، و گوهر را برای بیان احساسات خود به کار می‌برد. او همچنین به عقل و عرفان اشاره می‌کند و از رازهای معنوی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و سوز عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۵۶ - در راه شهرستان جان از عشق شه رهبر کنم

در راه شهرستان جان از عشق شه رهبر کنم
وز خاک پای عاشقان بر فرق سر افسر کنم ۱

آیم بدریای قدم وز فرق سر سازم قدم
در بحر چون غوطی خورم دامن پر از گوهر کنم ۲

در دار ضرب کبریا از عشق جویم کیمیا
مس وجود خویش را بگدازم آنگه زر کنم ۳

شمع ار نگوید ترک سر نورش نگردد بیشتر
من نیز از سوز جگر چون شمع ترک سر کنم ۴

چون از محیا آن ستد هر دم حمیائی دهد
من از حدق سازم قدح وز جان خود ساغر کنم ۵

رخساره گلگون او چون باده پیمائی کند
من عقل زاهد رنگ را مست می احمر کنم ۶

سری که در سردابه ها پنهان کند ارباب دل
چون وقت کشف راز شد من فاش بر منبر کنم ۷

در هر جمیلی حسن تو آشفته میدارد مرا
می جز یکی نبود اگر من شیشه را دیگر کنیم ۸

ای عشق بر درگاه خود ره ده حسین خسته را
تا شاهی هر دو جهان از خدمت این در کنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - تو پادشاه و من از بندگان درگاهم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - ساقی بزم خاص شه آمد که خماری کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.