هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رهایی از قیدهای مادی سخن میگوید. او سالها در جستوجوی معنا بوده و اکنون با عشق به معشوق، از هستی مادی رسته و به آرامش رسیده است. او درد عشق را بر هر درمانی ترجیح داده و راه عقل و علم را پیچیدهتر از راه عشق میداند. شاعر همچنین به قربت بلا و رضایت در راه عشق اشاره میکند و خود را در گلزار رضا مانند عندلیبی جانفزا میبیند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۵۸ - گرد زمین و آسمان من سالها گردیده ام
گرد زمین و آسمان من سالها گردیده ام
روشن مبادا چشم من چون تو مهی گردیده ام ۱
تا دل بعشقت بسته ام از قید هستی رسته ام
چون با غمت پیوسته ام از خویشتن ببریده ام ۲
در خارزار آب و گل چون غنچه گشتم تنگدل
در گلشن روحانیان منزل از آن بگزیده ام ۳
هر کس ببازار جهان سودای سودی میکند
من سودها بفروخته سودای تو بخریده ام ۴
تا جان بگلزار رضا شد عندلیب جانفزا
از قربت خار بلا ریحان راحت چیده ام ۵
هر کس علاج درد خود جوید پی آرام جان
لیکن من آشفته دل با دردت آرامیده ام ۶
چون راه علم و عقل را دیدم که پیچاپیچ بود
ای یار من یکبارگی در عاشقی پیچیده ام ۷
عاقل بملک عافیت پیوسته گو تنها نشین
کز عشق آن بالا بلا از عافیت ببریده ام ۸
تا چون حسین از اهل دل یابم صفای خاطری
عمری بخاک بندگی روی وفا مالیده ام ۹
روشن مبادا چشم من چون تو مهی گردیده ام ۱
تا دل بعشقت بسته ام از قید هستی رسته ام
چون با غمت پیوسته ام از خویشتن ببریده ام ۲
در خارزار آب و گل چون غنچه گشتم تنگدل
در گلشن روحانیان منزل از آن بگزیده ام ۳
هر کس ببازار جهان سودای سودی میکند
من سودها بفروخته سودای تو بخریده ام ۴
تا جان بگلزار رضا شد عندلیب جانفزا
از قربت خار بلا ریحان راحت چیده ام ۵
هر کس علاج درد خود جوید پی آرام جان
لیکن من آشفته دل با دردت آرامیده ام ۶
چون راه علم و عقل را دیدم که پیچاپیچ بود
ای یار من یکبارگی در عاشقی پیچیده ام ۷
عاقل بملک عافیت پیوسته گو تنها نشین
کز عشق آن بالا بلا از عافیت ببریده ام ۸
تا چون حسین از اهل دل یابم صفای خاطری
عمری بخاک بندگی روی وفا مالیده ام ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - ساقی بزم خاص شه آمد که خماری کنم
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - ز روی لطف اگر ای مه شبی آئی بمهمانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.