هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و اشتیاق خود به معشوق (که ممکن است معشوق زمینی یا الهی باشد) سخن میگوید. او از فداکاری و ایثار خود در راه این عشق میگوید و بیان میکند که حاضر است جان خود را در این راه فدا کند. شاعر همچنین از بیتوجهی به بهشت و دوزخ سخن میگوید و تنها به معشوق خود میاندیشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و ایثار در راه عشق نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵۹ - ز روی لطف اگر ای مه شبی آئی بمهمانم
ز روی لطف اگر ای مه شبی آئی بمهمانم
سر و جان گرامی را بخاک پایت افشانم ۱
غباری کز سر کویت نسیم صبحدم آرد
بخاک پای تو کان را درون دیده بنشانم ۲
بگاه جلوه حسنت توانم باختن جانرا
ولیکن دیده از رویت گرفتن باز نتوانم ۳
چو من از عشق تو داغی چو لاله بر جگر دارم
نباشد رغبتی هرگز بگلشنهای رضوانم ۴
ترا خون ریختن زیبد که زخمت مرهم جانست
مرا جان باختن شاید که من مشتاق جانانم ۵
حدیث جنت و دوزخ کنند ارباب دین و دل
چو من حیران جانانم نه این دانم نه آن دانم ۶
چو عید اکبر از وصلت حسین بینوا یابد
زهی دولت اگر سازی به تیغ عشق قربانم ۷
سر و جان گرامی را بخاک پایت افشانم ۱
غباری کز سر کویت نسیم صبحدم آرد
بخاک پای تو کان را درون دیده بنشانم ۲
بگاه جلوه حسنت توانم باختن جانرا
ولیکن دیده از رویت گرفتن باز نتوانم ۳
چو من از عشق تو داغی چو لاله بر جگر دارم
نباشد رغبتی هرگز بگلشنهای رضوانم ۴
ترا خون ریختن زیبد که زخمت مرهم جانست
مرا جان باختن شاید که من مشتاق جانانم ۵
حدیث جنت و دوزخ کنند ارباب دین و دل
چو من حیران جانانم نه این دانم نه آن دانم ۶
چو عید اکبر از وصلت حسین بینوا یابد
زهی دولت اگر سازی به تیغ عشق قربانم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۸ - گرد زمین و آسمان من سالها گردیده ام
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰ - ما سر بر آستان در یار می نهیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.