هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از بیخبری از باده و شکر شیرین معشوق میگوید، از سرمستی ناشی از نگاه معشوق سخن میراند، و اظهار میکند که جز روی معشوق، هیچ چیز دیگری در نظرش نمیآید. او همچنین از عشق و فراق میگوید و از معشوق میخواهد که جمال خود را نشان دهد تا جان خود را فدای او کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۹ - از باده دوشینت بس بیخبریم ای جان
از باده دوشینت بس بیخبریم ای جان
وز شکر شیرینت در شور و شریم ای جان ۱
تا حسن تو شد ساقی در عشق شراب آورد
از نرگس خمارت سرمست و تریم ای جان ۲
جز روی تو گر روئی در دیده ما آید
فردا بکدامین رو در تو نگریم ای جان ۳
هر چند که ظاهر شد خاشاک بر و بحریم
دریای حقایق را صافی گهریم ای جان ۴
هر ناوک دلدوزی کز قبضه عشق آید
گاهی هدفیم آنرا گاهی سپریم ای جان ۵
از بهر نثار تو داریم بکف جانی
بنمای جمال خود تا جان سپریم ای جان ۶
ای یار مسیحا دم از وصل بده مرهم
کز زخم فراق تو خسته جگریم ای جان ۷
گفتی که حسین آخر زین در به نمی گردد
زین در به چه رو گردیم چون خاک دریم ای جان ۸
وز شکر شیرینت در شور و شریم ای جان ۱
تا حسن تو شد ساقی در عشق شراب آورد
از نرگس خمارت سرمست و تریم ای جان ۲
جز روی تو گر روئی در دیده ما آید
فردا بکدامین رو در تو نگریم ای جان ۳
هر چند که ظاهر شد خاشاک بر و بحریم
دریای حقایق را صافی گهریم ای جان ۴
هر ناوک دلدوزی کز قبضه عشق آید
گاهی هدفیم آنرا گاهی سپریم ای جان ۵
از بهر نثار تو داریم بکف جانی
بنمای جمال خود تا جان سپریم ای جان ۶
ای یار مسیحا دم از وصل بده مرهم
کز زخم فراق تو خسته جگریم ای جان ۷
گفتی که حسین آخر زین در به نمی گردد
زین در به چه رو گردیم چون خاک دریم ای جان ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - ای سر کویت بلای روضه رضوان من
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - با کس حدیث عشق تو گفتن نمی توان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.