هوش مصنوعی:
این شعر از درد و رنج عاشقانه و فراق سخن میگوید. شاعر از سوختن جان و دل در آتش هجران معشوق مینالد و از تأثیر عمیق این درد بر وجودش میگوید. او حتی از ناتوانی طبیب در درمان این درد سخن میگوید و در نهایت، به سوختن امید و آرزوهایش اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۷۲ - ای دل چه شد که خشک و تر غم بسوختی
ای دل چه شد که خشک و تر غم بسوختی
جانهای ما ز آه دمادم بسوختی ۱
آتش به هفت خیمه ی گردون زدی ز آه
وز ناله چار گوشه ی عالم بسوختی ۲
صبر و قرار و جان و دل من ز هجر دوست
بر هم زدی و آن همه در هم بسوختی ۳
درد ترا طبیب دوا چون کند که تو
جان هزار عیسی مریم بسوختی ۴
گفتم که مرهمی بنهی بر جراحتم
آن هم به جای دادن مرهم بسوختی ۵
آخر چه شد حسین که از دود آه خویش
کشت امید و دوده ی او هم بسوختی ۶
جانهای ما ز آه دمادم بسوختی ۱
آتش به هفت خیمه ی گردون زدی ز آه
وز ناله چار گوشه ی عالم بسوختی ۲
صبر و قرار و جان و دل من ز هجر دوست
بر هم زدی و آن همه در هم بسوختی ۳
درد ترا طبیب دوا چون کند که تو
جان هزار عیسی مریم بسوختی ۴
گفتم که مرهمی بنهی بر جراحتم
آن هم به جای دادن مرهم بسوختی ۵
آخر چه شد حسین که از دود آه خویش
کشت امید و دوده ی او هم بسوختی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۱ - گلی نازک ز گلزار معانی
بعدی:ترجیعات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.