هوش مصنوعی: متن درباره توصیه‌های مادر به پسرش است که در مواجهه با ترس‌ها و خیالات شبانه، قوی باشد و به آنها حمله کند. پسر در پاسخ به مادرش می‌گوید که اگر خیال دیو‌گونه به او حمله کند، چگونه باید عمل کند. مادر به او یادآوری می‌کند که خیالات زشت نیز مانند مادر هستند و خداوند بر همه چیز غالب است. پسر نیز تصمیم می‌گیرد در برابر ترس‌ها صبور باشد و منطقی عمل کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق و فلسفی است که نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد. همچنین، موضوعات مطرح‌شده مانند مقابله با ترس‌ها و خیالات، بیشتر برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مرتبط است.

بخش ۱۴۰ - مثل

آن چُنان که گفت مادر به پسر
گر خیالی آیَدت در شب به سر

یا به گورستان و جایِ سَهْمگین
تو خیالی زشت بینی از کَمین

دلْ قوی دار و بِکُن حمله بَرو
او بِگَرداند زِ تو در حالْ رو

گفت کودک آن خیالِ دیوْوَش
گَر بِدو این گفته باشد مادرش

حَمله آرَم اُفْتَد اَنْدَر گَردَنَم
زَ امْرِ مادر پَس من آن گَهْ چون کُنم؟

تو هَمی‌آموزی‌اَم که چُست ایست
آن خیالِ زشت را هم مادری‌ست

دیو و مَردم را مُلَقِّن آن یک خداست
غالِب آیَد بر شهان زو گرگداست

تا کدامین سوی باشد آن یَواش
اَللهْ اَللهْ رو تو هم زان سویْ باش

گفت اگر از مَکْر نایَد در کَلام
حیله را دانسته باشد آن هُمام

سِرِّ او را چون شِناسی؟ راست گو
گفت من خامُش نِشینَم پیشِ او

صَبر را سُلَّم کُنم سویِ دَرَج
تا بَر آیَم بر سَرِ بامِ فَرَج

وَر بِجوشَد در حُضورش از دِلَم
مَنْطقی بیرون ازین شادیّ و غَم

من بِدانَم کو فرستاد آن به من
از ضَمیرِ چون سُهَیل اَنْدَر یَمَن

در دلِ من آن سُخَن زان مَیمَنه‌ست
زان که از دل جانِب دلْ روزَنه‌ست
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۴
۴۳۴
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۱۳۹ - وصیت کردن آن شخص کی بعد از من او برد مال مرا از سه فرزند من کی کاهل‌ترست
نظرها و حاشیه ها
۱۴۰۴/۱۰/۹ ۰۰:۳۱

با سلام برایم جای سوال است که مولانا دفتر ششم را بدون مقدمه تمام کرده و حکایت آخر را ناتمام گذاشته
نظر شما چیست

گوهرین: مهم‌ترین و پذیرفته‌شده‌ترین نظر این است که مولانا پیش از آن‌که فرصت بازنگری، مقدمه‌نویسی و تکمیل حکایت پایانی دفتر ششم را پیدا کند، از دنیا رفت (۶۷۲ هـ.ق).
مثنوی حاصلِ املای تدریجی مولانا و کتابتِ حسام‌الدین چلبی بود، نه اثری که یک‌باره و از پیش طراحی‌شده نوشته شود.
برخی شارحان عرفانی (مانند نیکلسون و شارحان سنتی ایرانی) معتقدند که: ناتمام ماندن حکایت، خود حامل معناست. سلوک عرفانی پایان‌پذیر نیست. مثنوی همچون راهِ سلوک، در نقطه‌ای گشوده رها می‌شود، نه بسته.