هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعارههای مختلف، مفهوم گریز و فرار را در قالبهای گوناگون بیان میکند. شاعر از مثالهای مختلفی مانند فرار بره از سلاخ، فرار مرغان از باغ، و فرار انسانها از موقعیتهای خطرناک استفاده کرده است تا این مفهوم را به تصویر بکشد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم انتزاعی و استعارههای پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شمارهٔ ۹ - در نکوهش حاجی میرزا آقاسی
زاهد چه بلائی تو که این رشته تسبیح
از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد ۱
خلق ار همه دنبال تو افتند عجب نیست
یک بره ندیدم که ز سلاخ گریزد ۲
حرف از دهن تست کزین سان بجهد تیز
یا تیز که از معده نفاخ گریزد ۳
هر کو به تو همسایه شود در چمن خلد
از جنت و از چشمه نضاخ گریزد ۴
آنی تو که چون نظم دری خوانی و تازی
نظم از سخن عمعق و شماخ گریزد ۵
من از تو گریزانم ازیرا که روا نیست
گر صاحب تقوی نه ز اوساخ گریزد ۶
ورنه نتوان گفت که در جرگه شاهان
شاهین ز حمامات و زافراخ گریزد ۷
در مذهب من از سگ گر باشد کمتر
شیری که چو گاوش بزند شاخ گریزد ۸
مردی که زصد تیزی صمصام نترسد
شاید که از یک ریزه صملاخ گریزد ۹
آن غوک غدیرست که از روده بترسد
وان موش بیابان که ز سلاخ گریزد ۱۰
وان دل که زصد نرگس جماش نه لغزد
باشد که ز یک ناکس جماخ گریزد ۱۱
نبود عجب از مرد کشاور که به دی ماه
از باغ برون آید و در کاخ گریزد ۱۲
بس راکب و راجل که چو دی در رسد از دشت
زی شهر به شملال و به شرواخ گریزد ۱۳
بلبل که بود عاشق رخسار گل از گل
در باغ شود زاغ چو گستاخ گریزد ۱۴
سار است و چکاوک که ز بستان به زمستان
هم چون ملخ از بدوی ملاخ گریزد ۱۵
با این همه عبدی که به مولا بودش انس
بالله که به صد ناله و صد آخ گریزد ۱۶
برفاخته نسبت نه توان داد که آسان
از جلوه گه سرو به جلواخ گریزد ۱۷
مرغی که همه ساله خورد دانه ز یک تاک
حاشا که ز عنقود وز شمراخ گریزد ۱۸
چون باد خزان بار رزان جمله فرو ریخت
آسیمه به هر لانه و هر لاخ گریزد ۱۹
بی چاره چوزین باغ به در راه ندارد
ناچار ازین شاخ به آن شاخ گریزد ۲۰
از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد ۱
خلق ار همه دنبال تو افتند عجب نیست
یک بره ندیدم که ز سلاخ گریزد ۲
حرف از دهن تست کزین سان بجهد تیز
یا تیز که از معده نفاخ گریزد ۳
هر کو به تو همسایه شود در چمن خلد
از جنت و از چشمه نضاخ گریزد ۴
آنی تو که چون نظم دری خوانی و تازی
نظم از سخن عمعق و شماخ گریزد ۵
من از تو گریزانم ازیرا که روا نیست
گر صاحب تقوی نه ز اوساخ گریزد ۶
ورنه نتوان گفت که در جرگه شاهان
شاهین ز حمامات و زافراخ گریزد ۷
در مذهب من از سگ گر باشد کمتر
شیری که چو گاوش بزند شاخ گریزد ۸
مردی که زصد تیزی صمصام نترسد
شاید که از یک ریزه صملاخ گریزد ۹
آن غوک غدیرست که از روده بترسد
وان موش بیابان که ز سلاخ گریزد ۱۰
وان دل که زصد نرگس جماش نه لغزد
باشد که ز یک ناکس جماخ گریزد ۱۱
نبود عجب از مرد کشاور که به دی ماه
از باغ برون آید و در کاخ گریزد ۱۲
بس راکب و راجل که چو دی در رسد از دشت
زی شهر به شملال و به شرواخ گریزد ۱۳
بلبل که بود عاشق رخسار گل از گل
در باغ شود زاغ چو گستاخ گریزد ۱۴
سار است و چکاوک که ز بستان به زمستان
هم چون ملخ از بدوی ملاخ گریزد ۱۵
با این همه عبدی که به مولا بودش انس
بالله که به صد ناله و صد آخ گریزد ۱۶
برفاخته نسبت نه توان داد که آسان
از جلوه گه سرو به جلواخ گریزد ۱۷
مرغی که همه ساله خورد دانه ز یک تاک
حاشا که ز عنقود وز شمراخ گریزد ۱۸
چون باد خزان بار رزان جمله فرو ریخت
آسیمه به هر لانه و هر لاخ گریزد ۱۹
بی چاره چوزین باغ به در راه ندارد
ناچار ازین شاخ به آن شاخ گریزد ۲۰
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۰
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸ - در تهنیت یکی از فتوحات ولی عهد در جنگ روس
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰ - اندرز به دوستی مزاحم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.