هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از غم و اندوه، عشق ناکام و حسرت سخن میگوید. شاعر از دردهای درونی خود مینالد و احساس تنهایی و دوری از وطن را بیان میکند. همچنین، اشاراتی به عشق و زیباییهای طبیعت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۵۲۸ - نیامد نخل آه از سینه پرداغ من بیرون
نیامد نخل آه از سینه پرداغ من بیرون
نکرد این سرو هرگز سر زدیوار چمن بیرون ۱
درین محنت سرا چون نال اگر چاهت وطن باشد
بفرقت تیر اگر بارد نیابی از وطن بیرون ۲
غم افشای رازم نیست در بزمش که می دانم
زبس دلبستگی ناید زبزم او سخن بیرون ۳
گلی را باش بلبل کو نقاب از رخ چو بگشاید
کند از شرم اول باغبان را از چمن بیرون ۴
بفکر خاتم لعل لبش هر گاه می افتم
نمی آرم بسان خاتم انگشت از دهن بیرون ۵
نمی دانم کلیم از حسرت روی که بود امشب
که می شد هایهای اشک شمع از انجمن بیرون ۶
نکرد این سرو هرگز سر زدیوار چمن بیرون ۱
درین محنت سرا چون نال اگر چاهت وطن باشد
بفرقت تیر اگر بارد نیابی از وطن بیرون ۲
غم افشای رازم نیست در بزمش که می دانم
زبس دلبستگی ناید زبزم او سخن بیرون ۳
گلی را باش بلبل کو نقاب از رخ چو بگشاید
کند از شرم اول باغبان را از چمن بیرون ۴
بفکر خاتم لعل لبش هر گاه می افتم
نمی آرم بسان خاتم انگشت از دهن بیرون ۵
نمی دانم کلیم از حسرت روی که بود امشب
که می شد هایهای اشک شمع از انجمن بیرون ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۷ - چیست کارم، زخم کاری هر زمان برداشتن
گوهر بعدی:غزل ۵۲۹ - نه گل شناسم و نه باغ و بوستان بی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.