هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از ویرانی‌های عشق در زندگی خود می‌نالد و از بی‌توجهی معشوق به درد و رنج او شکایت می‌کند. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که عشق همه چیز او را تحت تأثیر قرار داده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و اسارت عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۱ - زد خیمه شاه عشق بصحرای جان ما

زد خیمه شاه عشق بصحرای جان ما
ویران شد از سپاه غمش خان و مان ما ۱

از دست جور عشق خرابست ملک جان
برآسمان شد از ستمش الامان ما ۲

ز آهم نگرکه خلق بفریاد آمدند
نشنود یار این همه آه و فغان ما ۳

بی درد عشق صبر نداریم یک نفس
درد و غمست مونس هر دو جهان ما ۴

پنهان ز خلق کرده ام اسرار عشق را
پیداست پیش تو همه سر نهان ما ۵

شد عاقبت بدولت عشقت براه عشق
بی نام و بی نشان همه نام و نشان ما ۶

گفتم بجان تو که دل از غم خلاص کن
گفت از تو این نبود اسیری گمان ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰ - ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - ای رخ چون گلشن تو روضه رضوان ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.