هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جمال معشوق را توصیف میکند و عشق را به عنوان نیرویی پرآوازه و بیدرمان در جهان معرفی مینماید. شاعر از عاشقان میخواهد صبور باشند و درد عشق را تحمل کنند، زیرا عشق در نهایت به وفا میرسد. همچنین، به مخالفان عشق اشاره میکند و آنها را به راستی و انصاف دعوت مینماید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری و تجربه نیاز دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۸۴ - از آفتاب روی تو عالم پر از ضیاست
از آفتاب روی تو عالم پر از ضیاست
هر ذره را ز مهر جمال تو صد صفاست ۱
یکدم نقاب زلف ز رخسار برفکن
با عاشقان نما که جهان از چه رو فناست ۲
از جلوه های عشق پرآوازه شد جهان
آفاق سربسر زدم عشق پر صداست ۳
زاهد اگر مخالف عشقی زکج رویست
گر راست میروی ره عشاق با نواست ۴
زحمت مکش طبیب بدرمان درد عشق
زیرا که درد عشق عجب درد بی دواست ۵
گر صد جفا و جور کند یار هر زمان
ای دل صبور باش که آخر همان وفاست ۶
بیگانه شد ز خویش و ز شادی فراغ یافت
جانی که او بدرد و غم عشق آشناست ۷
تا جان من قبول غم عشق یار شد
زین غم بصد بلا دل غم دیده مبتلاست ۸
انصاف و راستی اگرت هست مدعی
قلاش ورند همچو اسیری بگو کجاست ۹
هر ذره را ز مهر جمال تو صد صفاست ۱
یکدم نقاب زلف ز رخسار برفکن
با عاشقان نما که جهان از چه رو فناست ۲
از جلوه های عشق پرآوازه شد جهان
آفاق سربسر زدم عشق پر صداست ۳
زاهد اگر مخالف عشقی زکج رویست
گر راست میروی ره عشاق با نواست ۴
زحمت مکش طبیب بدرمان درد عشق
زیرا که درد عشق عجب درد بی دواست ۵
گر صد جفا و جور کند یار هر زمان
ای دل صبور باش که آخر همان وفاست ۶
بیگانه شد ز خویش و ز شادی فراغ یافت
جانی که او بدرد و غم عشق آشناست ۷
تا جان من قبول غم عشق یار شد
زین غم بصد بلا دل غم دیده مبتلاست ۸
انصاف و راستی اگرت هست مدعی
قلاش ورند همچو اسیری بگو کجاست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - جهان از پرتو روی تو پیداست
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - مرادم وصل یار نازنین است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.