هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و عشق شدید به معشوق میگوید. او بیان میکند که بدون معشوق، جانش خراب است و دلش در آتش شوق او میسوزد. شاعر از هجران و رنجهای ناشی از آن مینالد و از معشوق میخواهد که به او رحم کند و با وصال خود، درد دلش را درمان نماید. او تاکید میکند که در جهان هیچ کاری جز عشق معشوق ندارد و از زیباییهای معشوق مانند قدش مانند سرو، لبش مانند قند، و صورتش مانند آفتاب یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی دارد.
شماره ۱۲۳ - بیا جانا که بی تو جان خرابست
بیا جانا که بی تو جان خرابست
دلم از آتش شوقت کبابست ۱
خورم خون جگر بی تو نگارا
بهجرانت مرا اینها شرابست ۲
ندارم غیر عشقت در جهان کار
ترا با من چرا چندین عتابست ۳
ز درد فرقتت ای جان جانان
تنم بیمار و دل در اضطرابست ۴
قدت سرو و لبت قند و میان موی
جبینت ماه و رویت آفتابست ۵
دلم را با وجود خاک کویت
نه پروای بهشت و نه ثوابست ۶
ز دست هجر از پای اوفتادم
اگر رحمی کنی فکری صوابست ۷
دوائی کن بوصل خود دلم را
که از درد و غم هجران خرابست ۸
اسیری گر ز حالت پرسد آن ماه
بگو درد درونم بی حسابست ۹
دلم از آتش شوقت کبابست ۱
خورم خون جگر بی تو نگارا
بهجرانت مرا اینها شرابست ۲
ندارم غیر عشقت در جهان کار
ترا با من چرا چندین عتابست ۳
ز درد فرقتت ای جان جانان
تنم بیمار و دل در اضطرابست ۴
قدت سرو و لبت قند و میان موی
جبینت ماه و رویت آفتابست ۵
دلم را با وجود خاک کویت
نه پروای بهشت و نه ثوابست ۶
ز دست هجر از پای اوفتادم
اگر رحمی کنی فکری صوابست ۷
دوائی کن بوصل خود دلم را
که از درد و غم هجران خرابست ۸
اسیری گر ز حالت پرسد آن ماه
بگو درد درونم بی حسابست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۲ - دایما درد تو همراه منست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴ - گردیدن گردون یقین از عشق جانان بوده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.