هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از زبان عاشقی سخن میگوید که در راه عشق به معشوق، جان و دل خود را فدا میکند. او با وجود رنجها و سختیها، با شوق و اشتیاق به سوی معشوق میرود و در این راه، حتی از دست دادن خود را نیز پذیرفته است. عشق در این متن به عنوان نیرویی غالب و تسلیمناپذیر تصویر شده که عاشق را به سوی کمال و وصال سوق میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۸۳ - جان ما بربست رخت و سوی جانان میرود
جان ما بربست رخت و سوی جانان میرود
از می شوق جمالش مست و حیران میرود ۱
طاقت دل چون ز سوز و درد عشقش طاق شد
بی سر و سامان سوی جان بهر درمان میرود ۲
دل بکویت گر زدست جور عشق آمد چه شد
چون گدایی داد خواهد پیش سلطان میرود ۳
جان مشتاقم چو وصلش در وصال خویش دید
برسر کوی فنا زان شاد و خندان میرود ۴
گرچه عاشق ناتوان و کوی معشوق است دور
عشق چون غالب بود افتان و خیزان میرود ۵
عاشق بیدل دمادم برسر کوی حبیب
می کشد خواری و از بهر دل و جان میرود ۶
جان شیدای اسیری در طریق عشق دوست
گر چه مست و بیخود آمد خوش بسامان میرود ۷
از می شوق جمالش مست و حیران میرود ۱
طاقت دل چون ز سوز و درد عشقش طاق شد
بی سر و سامان سوی جان بهر درمان میرود ۲
دل بکویت گر زدست جور عشق آمد چه شد
چون گدایی داد خواهد پیش سلطان میرود ۳
جان مشتاقم چو وصلش در وصال خویش دید
برسر کوی فنا زان شاد و خندان میرود ۴
گرچه عاشق ناتوان و کوی معشوق است دور
عشق چون غالب بود افتان و خیزان میرود ۵
عاشق بیدل دمادم برسر کوی حبیب
می کشد خواری و از بهر دل و جان میرود ۶
جان شیدای اسیری در طریق عشق دوست
گر چه مست و بیخود آمد خوش بسامان میرود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - زهی جمال و ملاحت که یار ما دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - چون سوز عشقت پایان ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.