هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید. او از تأثیرات عمیق این عشق بر جان و دل خود میگوید، از جمله دوری از زهد و هشیاری، مستی از شراب عشق، و تبدیل غم عشق به مونس و غمخوار. شاعر همچنین از ایثار جان و دل در راه وفای عشق و رهایی از دنیا و دین در بزم عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۳ - تا بکفر زلف تو جان مرا اقرار شد
تا بکفر زلف تو جان مرا اقرار شد
دل ز ایمان برگرفت و در پی زنار شد ۱
از شراب عشق جانان جان ما چون گشت مست
از خیال زهد و هشیاری دلم بیزار شد ۲
از شراب جام عشقم از ازل مست و خراب
من ازاین مستی نخواهم تا ابد هشیار شد ۳
می نگنجد در جهان جانم ز شادی و نشاط
تا غم عشق تو ما را مونس و غمخوار شد ۴
تا دلم خو با جفای عشق جانان کرده است
در وفای عشق او جان و دلم ایثار شد ۵
تاز لذات دو عالم نگذری مردانه وار
کی توان کی، از لقای دوست برخوردار شد ۶
شد اسیری فارغ و آزاده از دنیا و دین
تا ببزم عشق جانان جان ما را بار شد ۷
دل ز ایمان برگرفت و در پی زنار شد ۱
از شراب عشق جانان جان ما چون گشت مست
از خیال زهد و هشیاری دلم بیزار شد ۲
از شراب جام عشقم از ازل مست و خراب
من ازاین مستی نخواهم تا ابد هشیار شد ۳
می نگنجد در جهان جانم ز شادی و نشاط
تا غم عشق تو ما را مونس و غمخوار شد ۴
تا دلم خو با جفای عشق جانان کرده است
در وفای عشق او جان و دلم ایثار شد ۵
تاز لذات دو عالم نگذری مردانه وار
کی توان کی، از لقای دوست برخوردار شد ۶
شد اسیری فارغ و آزاده از دنیا و دین
تا ببزم عشق جانان جان ما را بار شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - مهر رخسارت ز ذرات جهان پیدا بود
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - چو خورشید جمالت روی بنمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.