هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی خود به معشوق سخن میگوید. او از جدایی و رنج عشق شکایت دارد و از معشوق میخواهد که به او نظر کند و دردش را درمان نماید. شاعر معشوق را با القاب زیبایی مانند ماه جانافروز و آفتاب خاوری توصیف میکند و اعلام میکند که حاضر است جان و سر خود را فدای او کند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۲۵۲ - دیوانه عشق توام و ز عقل و دینم بیخبر
دیوانه عشق توام و ز عقل و دینم بیخبر
تا مست دیدارت شدم از خود نمی یابم اثر ۱
ای همدم جان و روان جویی کنار از عاشقان
با ما چرائی سرگردان رنجیده از مامگر ۲
در عشق تو بیچاره ام، از خان و مان آواره ام
از لطف خود کن چاره ام، دیدار بنما یک نظر ۳
ای شاه عالم سوز من وی ماه جان افروز من
ای ساز من ای سوز من کی بینمت بار دگر ۴
ای دلبر طناز من ای مونس و دمساز من
ای محرم و همراز من درد مرا شو چاره گر ۵
ای آرزوی جان من ای جان وای جانان من
ای درد و ای درمان من در حال زار من نگر ۶
ای یار بی مهر و وفا داری سر جور و جفا
گر زانکه ریزی خون ما کردم فدایت جان و سر ۷
ای آفتاب خاوری ای رشک ماه و مشتری
درد دلم چون بنگری باشی ز حالم باخبر ۸
آخر اسیری در نگر گر زانکه هستی دیده ور
من نور حقم سربسر روپوش گشته در بشر ۹
تا مست دیدارت شدم از خود نمی یابم اثر ۱
ای همدم جان و روان جویی کنار از عاشقان
با ما چرائی سرگردان رنجیده از مامگر ۲
در عشق تو بیچاره ام، از خان و مان آواره ام
از لطف خود کن چاره ام، دیدار بنما یک نظر ۳
ای شاه عالم سوز من وی ماه جان افروز من
ای ساز من ای سوز من کی بینمت بار دگر ۴
ای دلبر طناز من ای مونس و دمساز من
ای محرم و همراز من درد مرا شو چاره گر ۵
ای آرزوی جان من ای جان وای جانان من
ای درد و ای درمان من در حال زار من نگر ۶
ای یار بی مهر و وفا داری سر جور و جفا
گر زانکه ریزی خون ما کردم فدایت جان و سر ۷
ای آفتاب خاوری ای رشک ماه و مشتری
درد دلم چون بنگری باشی ز حالم باخبر ۸
آخر اسیری در نگر گر زانکه هستی دیده ور
من نور حقم سربسر روپوش گشته در بشر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۱ - چون دور شد از حسن رخت پرده انوار
گوهر بعدی:شماره ۲۵۳ - مثنوی عین الحیات است ای پسر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.