هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از درد دوری از معشوق و آرزوی وصال سخن می‌گوید. شاعر از جمال و حسن معشوق تمجید کرده و بیان می‌کند که تنها عاشقان دیوانه می‌توانند به وصال برسند. همچنین، از شراب و می‌نوشی به عنوان نمادی از عشق و مستی یاد شده و توصیه می‌شود که مانند بلبل از عشق بنالند. در پایان، اشاره می‌شود که تنها کسانی که رند و مست هستند، به حقیقت عشق پی می‌برند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهای مانند شراب و مستی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۳۲ - بیاکه بی تو ز عمر خودم گرفت ملال

بیاکه بی تو ز عمر خودم گرفت ملال
مگر ز روی تو گردیم شادمان ز وصال ۱

ازآن بکنه جمالت کسی نشد واقف
که داشت شاهد حسنت هزار غنج و دلال ۲

دلی که جلوه رویت ندید از همه رو
نبرد بو بحقیقت ز ذوق اهل کمال ۳

مگر که عاشق دیوانه جان برافشاند
وگرنه فکر وصالش بود خیال محال ۴

بگو بساقی جان ها کز آن شراب کهن
بساز بهر حریفان پیاله مالامال ۵

هوای این می و شاهد گرت بود صافی
بگیر دامن رندان بنوش جام وصال ۶

اگر تو عاشق زاری و طالب یاری
چو بلبل از هوس گل بدرد و سوز بنال ۷

کسی که رند و حریفست و مست و خاموشست
ز بزم خاص بگوشش رسد خروش تعال ۸

مگر که کشف اسیری شود مقام شهود
وگرنه هست فسانه حدیث خواب خیال ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - چون خیال وصل جانان هست سودای محال
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - من که مست جام عشقم از ازل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.