هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از عشق به معشوق الهی و وصال با او سخن میگوید. شاعر بیان میکند که وصال حقیقی تنها با گذر از پندارها و صفای دل ممکن است و عرفان واقعی از راه گفتار به دست نمیآید، بلکه نیازمند سیر و سلوک عملی و تبعیت از صاحبان کمال است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار بوده و نیازمند سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی است.
شماره ۳۳۱ - چون خیال وصل جانان هست سودای محال
چون خیال وصل جانان هست سودای محال
جان شیدایم ز وصلش گشت قانع با خیال ۱
تا ز هستی هست باقی یکسر مو وصل نیست
نیست از هستی خودشو گر همی خواهی وصال ۲
در میان جان و جانان پرده جز پندار نیست
چونکه پندارت نماند هر دو دارند اتصال ۳
گر شود صافی ز زنگ غیر مرآت دلت
می توان دیدن عیان از دیده جان آن جمال ۴
حال اهل دل طلب مفتی، که تا عارف شوی
راز عرفان کی شود حاصل ز راه قیل و قال ۵
دامن صاحب کمالی گیر و میرو در رهش
گر همی خواهی که یابی حال ارباب کمال ۶
چون بکنه حسن او کس را اسیری ره نبود
در بیان وصف او زان رو زبانها گشت لال ۷
جان شیدایم ز وصلش گشت قانع با خیال ۱
تا ز هستی هست باقی یکسر مو وصل نیست
نیست از هستی خودشو گر همی خواهی وصال ۲
در میان جان و جانان پرده جز پندار نیست
چونکه پندارت نماند هر دو دارند اتصال ۳
گر شود صافی ز زنگ غیر مرآت دلت
می توان دیدن عیان از دیده جان آن جمال ۴
حال اهل دل طلب مفتی، که تا عارف شوی
راز عرفان کی شود حاصل ز راه قیل و قال ۵
دامن صاحب کمالی گیر و میرو در رهش
گر همی خواهی که یابی حال ارباب کمال ۶
چون بکنه حسن او کس را اسیری ره نبود
در بیان وصف او زان رو زبانها گشت لال ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۰ - تا کرد شاه عشق بملک دلم نزول
گوهر بعدی:شماره ۳۳۲ - بیاکه بی تو ز عمر خودم گرفت ملال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.