هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از مولانا بیانگر سفر روحانی و عشق الهی است. شاعر از فانی شدن در عشق الهی، رسیدن به جاودانگی، وحدت با معشوق و رهایی از قید و بندهای دنیوی سخن میگوید. او از محو شدن در انوار جمال الهی و رسیدن به حیات جاودان میگوید و اشاره میکند که در این سفر عرفانی، نام و نشان فانی میشود.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۴۷۸ - چو در بحر توئی مائی است فانی
چو در بحر توئی مائی است فانی
ازآن گویم حدیث من رآنی ۱
چو مرغ دل زند برهم پرو بال
شوم عنقای قاف لامکانی ۲
نشان وصل تو چون بی نشانست
بود نام و نشانم بی نشانی ۳
چو گشتم محو انوار جمالت
ازآن دیدم حیات جاودانی ۴
مرا وقتی است با دلبر که آن دم
من و ما و تو و اوئی است فانی ۵
بگفت و گو نیابی راز پنهان
بیانی نیست احوال عیانی ۶
اسیری چون ز قید خود خلاصی
بعالم نوربخشی می توانی ۷
ازآن گویم حدیث من رآنی ۱
چو مرغ دل زند برهم پرو بال
شوم عنقای قاف لامکانی ۲
نشان وصل تو چون بی نشانست
بود نام و نشانم بی نشانی ۳
چو گشتم محو انوار جمالت
ازآن دیدم حیات جاودانی ۴
مرا وقتی است با دلبر که آن دم
من و ما و تو و اوئی است فانی ۵
بگفت و گو نیابی راز پنهان
بیانی نیست احوال عیانی ۶
اسیری چون ز قید خود خلاصی
بعالم نوربخشی می توانی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۷ - ای مهر آسمان ملاحت خوش آمدی
گوهر بعدی:شماره ۴۷۹ - اگر در بحر عرفان غرقه گردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.