هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که از وجود خود هیچ نشان و نامی باقی نمانده، چرا که در دریای فنا غرق شده است. او با محو شدن از هستی خود، لباس بقا و عزت را از دست حبیب دریافت کرده است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱ - از ما نبود نشان و نامی پیدا
از ما نبود نشان و نامی پیدا
زان رو که شدم غریق دریای فنا ۱
از هستی خود چو محو گشتم دیدم
از دست حبیب خلعت عز بقا ۲
زان رو که شدم غریق دریای فنا ۱
از هستی خود چو محو گشتم دیدم
از دست حبیب خلعت عز بقا ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:غزلیات
گوهر بعدی:شماره ۲ - داری سر جور و بیوفائی با ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.