هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و ناامیدی از بهبودی میگوید. او احساس میکند که چیزی جز اندوه و دود از آتش عشق باقی نمانده است. روزهای خوش گذشته به پایان رسیده و تنها یادگار آنها، غم و میآلودگی است. طبیب نیز از درمان او ناامید شده و شاعر بهظاهر از زندگی و جفاهایش خسته است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند ناامیدی، غم و یأس است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است بر روحیه آنها تأثیر منفی بگذارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۶ - مرا در عشق بهبودی نمانده است
مرا در عشق بهبودی نمانده است
ز سودای بتان سودی نمانده است ۱
دلم رفته است و آهی مانده بر جای
از آن آتش بجز دودی نمانده است ۲
سر آمد روز عیش و یادگارش
بجز دلق می آلودی نمانده است ۳
طبیب از ما عنان بر تافت، گویی
که هیچ امید بهبودی نمانده است ۴
بکش تیغ جفا در خون شاهی
کز اینش بیش مقصودی نمانده است ۵
ز سودای بتان سودی نمانده است ۱
دلم رفته است و آهی مانده بر جای
از آن آتش بجز دودی نمانده است ۲
سر آمد روز عیش و یادگارش
بجز دلق می آلودی نمانده است ۳
طبیب از ما عنان بر تافت، گویی
که هیچ امید بهبودی نمانده است ۴
بکش تیغ جفا در خون شاهی
کز اینش بیش مقصودی نمانده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است
گوهر بعدی:شماره ۲۷ - ابرو ز من متاب، که دل دردمند تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.