هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلبستگی عمیق شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر از زیباییهای معشوق، مانند چشمان خمار و زلف تابدارش، یاد میکند و بیان میدارد که هیچ جای دلش از یاد معشوق خالی نیست. او همچنین از رنجهای عشق و نبود معشوق شکایت کرده و به دلدادهها توصیه میکند که ارادهشان را به دست دوست بسپارند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و گاه غمگین است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به دانش ادبی پایه دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۳۵ - کدام عشوه که در چشم پر خمار تو نیست
کدام عشوه که در چشم پر خمار تو نیست
کدام فتنه که در زلف تابدار تو نیست ۱
درون سینه ز داغ کهن نشان جستم
بهیچ گوشه ندیدم که یادگار تو نیست ۲
بعشوه مرغ چمن را فریب ده ای گل
در این قفس که منم بوی نوبهار تو نیست ۳
بیاد لعل بتان از سرشک خون ای دل
چه آرزوست که امروز در کنار تو نیست ۴
دلا عنان ارادت بدست دوست سپار
در این مقام چو کاری باختیار تو نیست ۵
هوای عشق چو کردی دلا ز روز نخست
هزار بار بگفتم: مکن که کار تو نیست ۶
اگر چه در ره عشق تو خاک شد شاهی
هنوز بر دل آزرده اش غبار تو نیست ۷
کدام فتنه که در زلف تابدار تو نیست ۱
درون سینه ز داغ کهن نشان جستم
بهیچ گوشه ندیدم که یادگار تو نیست ۲
بعشوه مرغ چمن را فریب ده ای گل
در این قفس که منم بوی نوبهار تو نیست ۳
بیاد لعل بتان از سرشک خون ای دل
چه آرزوست که امروز در کنار تو نیست ۴
دلا عنان ارادت بدست دوست سپار
در این مقام چو کاری باختیار تو نیست ۵
هوای عشق چو کردی دلا ز روز نخست
هزار بار بگفتم: مکن که کار تو نیست ۶
اگر چه در ره عشق تو خاک شد شاهی
هنوز بر دل آزرده اش غبار تو نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - کدام دل که ز عشقت اسیر محنت نیست؟
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - مرا گر با تو روی همدمی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.