هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از نبود همراهی و همدلی با معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود عشق و درد فراوان، از اقبال و خوشبختی کمی برخوردار است. همچنین، او از ناامیدی و نبود شادی در زندگی خود میگوید و به رقیب اشاره میکند که چندان شایسته نیست. در نهایت، شاعر از غم و اندوهی میگوید که جای آن در زندگی او خالی نیست.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین در شعر وجود دارد که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، موضوعات ناامیدی و اندوه نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
شماره ۳۶ - مرا گر با تو روی همدمی نیست
مرا گر با تو روی همدمی نیست
گدایان را به سلطان محرمی نیست ۱
ز عشقم درد و غم در دل بسی هست
به اقبال توام زینها کمی نیست ۲
پری را ماند آن مه در لطافت
رقیبش نیز چندان آدمی نیست ۳
کسی را گلبن امید نشکفت
در این بستان که بوی خرمی نیست ۴
خط جانان بکین برخاست، شاهی
به غم بنشین، که جای بیغمی نیست ۵
گدایان را به سلطان محرمی نیست ۱
ز عشقم درد و غم در دل بسی هست
به اقبال توام زینها کمی نیست ۲
پری را ماند آن مه در لطافت
رقیبش نیز چندان آدمی نیست ۳
کسی را گلبن امید نشکفت
در این بستان که بوی خرمی نیست ۴
خط جانان بکین برخاست، شاهی
به غم بنشین، که جای بیغمی نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵ - کدام عشوه که در چشم پر خمار تو نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - امروز نسیم سحری بوی دگر داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.