هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و درد دوری معشوق میگوید و از یادآوری او خوشحال است. او از توجه مردم به معشوق و غبار کوی او سخن میگوید و در نهایت، از ناامیدی و اشکهای خود شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۹۲ - نصیب من ز تو گر درد و آه می آید
نصیب من ز تو گر درد و آه می آید
خوشم که یاد منت گاهگاه می آید ۱
تو میروی و ز هر جانبی خلایق شهر
پی نظاره شتابان که: شاه می آید ۲
غبار کوی تو در چشم دیده ام، زانست
که سرمه در نظرم خاک راه می آید ۳
نیاز من به چه در معرض قبول افتد
به ملتی که عبادت گناه می آید ۴
ز اشک خویش شکایت کجا برد شاهی
چو آب تیره اش از پیشگاه می آید ۵
خوشم که یاد منت گاهگاه می آید ۱
تو میروی و ز هر جانبی خلایق شهر
پی نظاره شتابان که: شاه می آید ۲
غبار کوی تو در چشم دیده ام، زانست
که سرمه در نظرم خاک راه می آید ۳
نیاز من به چه در معرض قبول افتد
به ملتی که عبادت گناه می آید ۴
ز اشک خویش شکایت کجا برد شاهی
چو آب تیره اش از پیشگاه می آید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - باغ را چون گل رعنا ز سفر باز آید
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - زلف تو سراسر شکن و تاب نماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.