هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از دوست میخواهد به کوی او بیاید و درد دلیش را درمان کند. او از روزهای وصال و شادی سخن میگوید و از هجران شکایت میکند. شاعر همچنین به زاهد شهر اشاره میکند و میگوید که بهشت برای او باشد. در پایان، از شاهی سخن میگوید که همه عمر به خوشی گذرانده و تنها چند روز پارسا بوده است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'زاهد شهر' و 'شاهی' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک عمیقتر دارد.
شماره ۱۰۶ - ای دوست، شبی به کوی ما باش
ای دوست، شبی به کوی ما باش
درد دل ریش را دوا باش ۱
ایام وصال، خوش زمانی است
گو محنت هجر در قفا باش ۲
دادم دل و جان به عذرخواهی
بر خاک درش، نگفت شاباش ۳
ای زاهد شهر، ما و کویش
جنات نعیم گو ترا باش ۴
شاهی، همه عمر می کشیدی
روزی دو سه نیز پارسا باش ۵
درد دل ریش را دوا باش ۱
ایام وصال، خوش زمانی است
گو محنت هجر در قفا باش ۲
دادم دل و جان به عذرخواهی
بر خاک درش، نگفت شاباش ۳
ای زاهد شهر، ما و کویش
جنات نعیم گو ترا باش ۴
شاهی، همه عمر می کشیدی
روزی دو سه نیز پارسا باش ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵ - غم روی تو دارد دل، همین بس
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷ - در این گلشن چه سازد بلبل از زاری و فریادش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.