خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از باد صبحدم میخواهد که با لطف از نزدیکی حرمی مانند کعبهی مسلمانان بگذرد و به درگاه شخصی بزرگوار برسد. سپس از وضعیت نابسامان فردی به نام "ابن یمین" میگوید که همهی دارایی خود را فروخته و اکنون چیزی برایش نمانده است. شاعر از خداوند میخواهد که لطفی کند و به او اجازهدهد تا از این وضعیت نجات یابد و به جایی برود که نان به اندازهی جان ارزشمند نباشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از واژهها و عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۶٠ - ای باد صبحدم گذری کن ز راه لطف
ای باد صبحدم گذری کن ز راه لطف
بر حضرتی چو کعبه اسلامیان عزیز ۱
یعنی جناب سرور گردنکشان عهد
آنکو بنزد خلق جهان چون روان عزیز ۲
خاک درش ببوس بتعظیم و پس بگوی
گر باشدت مجال سخن پیش آن عزیز ۳
کابن یمین فروخت بوجه معاش خویش
املاک و هر چه بودش در خان و مان عزیز ۴
اکنون نه ملک ماند و نه یکجو بهای ملک
وین خوش که برقرا بماندست نان عزیز ۵
نانی در ایندیار بخواری همی خورد
ای کرده کردگار ترا در جهان عزیز ۶
لطفی کن و جواز دهش تا از اینمقام
جائی رود که نان نبود همچو جان عزیز ۷
بر حضرتی چو کعبه اسلامیان عزیز ۱
یعنی جناب سرور گردنکشان عهد
آنکو بنزد خلق جهان چون روان عزیز ۲
خاک درش ببوس بتعظیم و پس بگوی
گر باشدت مجال سخن پیش آن عزیز ۳
کابن یمین فروخت بوجه معاش خویش
املاک و هر چه بودش در خان و مان عزیز ۴
اکنون نه ملک ماند و نه یکجو بهای ملک
وین خوش که برقرا بماندست نان عزیز ۵
نانی در ایندیار بخواری همی خورد
ای کرده کردگار ترا در جهان عزیز ۶
لطفی کن و جواز دهش تا از اینمقام
جائی رود که نان نبود همچو جان عزیز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵٩ - همانا که شاهنشه بی نظیر
گوهر بعدی:شماره ۴۶١ - اگر کار ابن یمین را فلک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.