هوش مصنوعی:
شاعر از جدایی از معشوق خود ابراز ناراحتی و حسرت میکند و بیان میکند که اگر اجل به او مهلت ندهد، خاک پای معشوق را تاج سر خود خواهد کرد و اگر هم اجل او را از معشوق دور نکند، با همان عشق و نشانههای آن از دنیا خواهد رفت.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و مرتبط با مرگ و حسرت است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد.
شماره ۶١٣ - شهریارا من از این حضرت چون خلد برین
شهریارا من از این حضرت چون خلد برین
میروم وز سر حسرت بفضا مینگرم ۱
هستم از بیم جدائیت سر آسیمه چنانک
خبر از پای ندارم که زمین میسپرم ۲
اگرم دست اجل از سر ما نفشاند
خاک پای تو شود بار دگر تاج سرم ۳
ور اجل دور ز رویت ندهد مهل مرا
بهمین مهر و نشان مهر تو با خاک برم ۴
میروم وز سر حسرت بفضا مینگرم ۱
هستم از بیم جدائیت سر آسیمه چنانک
خبر از پای ندارم که زمین میسپرم ۲
اگرم دست اجل از سر ما نفشاند
خاک پای تو شود بار دگر تاج سرم ۳
ور اجل دور ز رویت ندهد مهل مرا
بهمین مهر و نشان مهر تو با خاک برم ۴
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۴
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶١٢ - شنیدم از سر منبر مذکری میگفت
گوهر بعدی:شماره ۶١۴ - شرح جوری که من ازدور قمر میبینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.