هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از گفتگوی خود با جمعی مهربان میگوید که به او توصیه میکنند در برابر غم و اضطراب صبور باشد، زیرا دوران سخت گذراست و خرابیها دوباره آباد میشوند. شاعر در پاسخ، با آهی از جگر میپذیرد که این سخن نیکو است، اما اشاره میکند که وقتی ماهی مرده باشد، بازگشت آب به جوی چه سودی دارد. این متن بیانگر نگاهی فلسفی به زندگی و تغییرات آن است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با موضوعات مطرح شده مانند گذر زمان، امید و ناامیدی ارتباط برقرار کنند.
شماره ٨٧٣ - مرا گفتند جمعی مهربانان
مرا گفتند جمعی مهربانان
چو دیدندم ز غم در اضطرابی ۱
که خوش میباش کز دوران گیتی
عمارت باز یابد هر خرابی ۲
کشیدم از جگر آهی و گفتم
بدان صاحبدلان نیکو جوابی ۳
چه سود آنگه که ماهی مرده باشد
که باز آید بجوی رفته آبی ۴
چو دیدندم ز غم در اضطرابی ۱
که خوش میباش کز دوران گیتی
عمارت باز یابد هر خرابی ۲
کشیدم از جگر آهی و گفتم
بدان صاحبدلان نیکو جوابی ۳
چه سود آنگه که ماهی مرده باشد
که باز آید بجوی رفته آبی ۴
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۴
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ٨٧٢ - من و نفس نفیس و فقر و فاقه
گوهر بعدی:شماره ٨٧۴ - مزن دم در آنچت گزیرست ازان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.