هوش مصنوعی:
شاعر بیان میکند که با وجود نبود فرصت برای گفتگو، عشق و علاقهاش را نشان داد. دلش به او میگوید حتی اگر جانش را فدا کند، غمی ندارد، گویی آنچه از دست رفته، اصلاً وجود نداشته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۱۲ - گفتم بدل ار چه وقت گفتار نبود
گفتم بدل ار چه وقت گفتار نبود
در پاش فکندی سرو او یار نبود ۱
دل گفت که گر جان رود اندر سر او
غم نیست هر آنچه رفته انگار نبود ۲
در پاش فکندی سرو او یار نبود ۱
دل گفت که گر جان رود اندر سر او
غم نیست هر آنچه رفته انگار نبود ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۱ - زلفت که دلم بسته بموئی دارد
گوهر بعدی:شماره ۳۱۳ - گل از پی خرده ئی که از خرقه نمود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.