خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد و رازهای عشق سخن میگوید، با اشاره به غم، جدایی، و کشمکش با تقدیر. شاعر از یار و زیباییهایش یاد میکند و تأثیر عشق را بر جان خود توصیف مینماید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به غم و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۳ - عشق را با دل من صد رازست
عشق را با دل من صد رازست
در غم بر دل مسکین بازست ۱
چرخ در کشتن من میکوشد
یار با چرخ درین انبازست ۲
ناز برد از حد و با روی چنین
ناز در گنجد و جای نازست ۳
عشقت ای دوست اگر نه اجلست
گرد جانم ز چه در پروازست ۴
شب زلف تو چه روز افزونست
چشم آهوت چه روبه بازست ۵
صبح و مشگست برخسار و بزلف
لاجرم پرده درو غمازست ۶
گر دلم گرد تو گردد چه عجب
کت سر زلف کمند اندازست ۷
یکدم از من نشود هجر تو دور
یارب این هجر تو چون دمسازست ۸
در غم بر دل مسکین بازست ۱
چرخ در کشتن من میکوشد
یار با چرخ درین انبازست ۲
ناز برد از حد و با روی چنین
ناز در گنجد و جای نازست ۳
عشقت ای دوست اگر نه اجلست
گرد جانم ز چه در پروازست ۴
شب زلف تو چه روز افزونست
چشم آهوت چه روبه بازست ۵
صبح و مشگست برخسار و بزلف
لاجرم پرده درو غمازست ۶
گر دلم گرد تو گردد چه عجب
کت سر زلف کمند اندازست ۷
یکدم از من نشود هجر تو دور
یارب این هجر تو چون دمسازست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - امروز بتم بطبع خود نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - دوش آن صنم ز زانو سر برنمیگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.