خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از بی‌توجهی معشوق خود شکایت می‌کند و بیان می‌کند که با وجود تلاش‌های فراوان برای جلب توجه و رضایت او، معشوق همچنان سرد و خشمگین است و هیچ‌یک از تلاش‌های او را نمی‌پذیرد.

متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی برای درک کامل داشته باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۴ - دوش آن صنم ز زانو سر برنمیگرفت

دوش آن صنم ز زانو سر برنمیگرفت
با ما نفس نمیزد و ساغر نمیگرفت ۱

در خشم رفته بود و ندانم سبب چه بود
کان ماه لب بخنده زهم برنمیگرفت ۲

در عذر صد ترانه زدم تاکند قبول
آهنگ ازانچه بود فراتر نمیگرفت ۳

چندین هزار لابه که کردم همی بدو
یک ذره خود دران دل کافر نمیگرفت ۴

میگفتمش چه کرده ام آخر چه گفته ام
البته نیک و بد سخن از سر نمیگرفت ۵

من پیش او بعذر بیک پای همچو سرو
او درگرفته بود و سخن در نمیگرفت ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳ - عشق را با دل من صد رازست
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - امروز چه بودش که ز من روی نهان داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.